تئائو هونگ - چينگ تائويي رسالهٴ بزرگي در ادويهٴ مفرده، و نوشتههاي ديگري در باب طب، كيمياگري و باستانشناسي تأليف كرد. چياسسو - هسيه رسالهاي در پرهيز غذايي نوشت.
10. تاريخنويسي بيزانسي، لاتيني، سرياني و چيني.
هسوخيوس ملطي تاريخ جهان را تا 518 و تاريخ بيزانس را از 518 تا حدود 530 نوشت.
كاسيودوروس تاريخ گوتها را نوشت كه ما آن را تنها از طريق منتخبات يوردانس ميشناسيم.
قديمتريم وقايعنامههاي سرياني هم متعلق به همين ايام است. قديمترين وقايعنامه كه در 507 تأليف شده قبلاً به يوشع منزوي نسبت داده ميشده. وقايعنامهٴ ديگري از حدود 540 هم هست كه احتمالاً اين هر دو به وسيلهٴ مؤلفان اورتودوكس در ادسا نوشته شده؛ با اين حال دومي مبين برخي تمايلات نسطوري است.
شن يو تاريخ رسمي سلسلهٴ ليوسونگ را نوشت، و هسيائوتسه - هسين تاريخ سلسلهٴ نانچئي را.
11. قانون رومي و بربري. بربرهايي كه اضمحلال امپراتوري غربي را تسريع كردند، صرفاً ويرانگر نبودند، و بهترين دليل آن شاهكارهاي حقوقي آنان است. سه نمونهٴ آن مربوط به قبل از يوستينيان است:
احكام تئودوريك، يعني مجموعهاي از قوانين رومي و گوتي كه از 500 تا 515 تدوين شده؛
منتخب آلاريك، تأليف ديگري كه در 506 صورت گرفت و از لحاظ تاريخ حقوق قرون وسطايي اهميت عظيمي دارد؛ بالاخره،
مجموعه قوانين رومي و بورگوندي كه در 517 تدوين شد. اين سه مجموعه قوانين، آشكارا نشان ميدهد كه هدف بربرها تخريب نبوده، بلكه برعكس، ميخواستند تا جايي كه ميتوانند نهادهاي رومي را جذب، و آنها را مطابق نيازهاي خودشان جرح و تعديل كنند. با مطالعهٴ مجموعه قوانين خاص بربرها كه در همان ايام تدوين شده، اين احساس تضعيف نميشود. قانون بورگوندي (پس از 500) و قانون سالي (حدود 510) نشان ميدهد كه بربرها علاقهمند به حفظ سنتهاي خويش بودند، اين امر كاملاً طبيعي بود؛ و بدان معنا نيست كه آنان ميخواستند سنتهاي رومي را نابود كنند. درحقيقت، اين اعتبار فراوان هر چيز رومي بود كه آنان را ناگزير ساخت تا سنتهاي خويش را با دقت بيشتري حفظ كنند و آنها را به شيوهٴ رومي مدون سازند. از سوي ديگر، نميتوان انكار كرد كه سنتهاي اصيل ايشان حاوي مطالب خام و غيرمنطقي فراواني بود.
مهمترين اثر قضايي آن ايام، و مسلماً يكي از مهمترين اينگونه آثار همهٴ اعصار، به فرمان امپراتور يوستينيان تدوين شد، كه او را به حق يوستينيان كبير لقب دادهاند. گفتوگوي بيشتري در اين مورد لازم به نظر نميرسد. تدوين قانون روم كه به نام او موسوم است سرمشق و منبع الهامي شد براي قانوندانان همهٴ ملل و اعصار. قسمت اعظم
عناصر قضايي پيش از نيمهٴ قرن تأليف شد، قانون اساسي در 529 صادر شد، اصول قضايي اندكي پيش از 533 و منتخب در 533.